جایی رو جز اینجا پیدا نکردم واسه دردو دل با خودم!

دلم از همه چیز گرفته.

از آدما...از زندگی...از سازمان سنجش لعنتی که یه ماهه منو علاف کرده که خیر سرش نتایج تکمیل ظرفیت غیرانتفاعی رو اعلام کنه.خستم از این همه بلاتکلیفی...از این همه تنهایی.

موندم بین آدمای دنیا!نمازام همش قضا میشه...همش گیجم...منگم!!!

من هر روز به عشق زندگیم فکر میکنم...و هر روز منتظر تر از دیروز تا یه روزی بالاخره بیاد.و هیچوقت خسته نمیشم از این انتظار...چون میدونم میاد!

تو دلم این حرفا مونده بود.تو گلوم یه بغض همیشگی که هیچوقت تصمیمی برای شکسته شدن نداره!

و فقط میخواد منو خفه کنه!!!چرا هیچوقت بغضم نمیشکنه؟؟چرا نمیتونم مثل بازیگرا هر وقت که دلم خواست گریه کنم؟؟؟!

همیشه این نوشته ی آخر جزوه حیدری آرومم میکنه که میگفت:

اگر از پایان گرفتن غم هایت ناامید شده ای به خاطر بیاور

زیباترین صبحی را که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی که دلیلی برای تمام شدن نمیدید...

همه چیز گاه اگر تیره مینماید ،باز روشن میشود زود

تنها فراموش مکن این حقیقتی است

بارانی باید تا رنگین کمانی برآید

و گاه روزهایی در زحمت تا که از ما انسانهایی تواناتر سازد

خورشید دوباره خواهر درخشید زود...

خواهی دید...

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 23:47 توسط بی بال |

زیر خاکستر ذهنم باقیست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز

یادگاریست ز عشقی سوزان

که بود گرم و فروزنده هنوز

عشقی آنگونه که بنیان مرا

سوخت از ریشه و خاکستر کرد

غرق در حیرتم از اینکه چرا

مانده ام زنده هنوز

 

گاهگاهی که دلم میگیرد

پیش خود می گویم

آن که جانم را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز

 

سخت جانی را بین

که نمردم از هجر

مرگ صد بار به از

بی تو بودن باشد

گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم، هستم پیش چشمان تو شرمنده هنوز

 

گر چه از فرط غرور

 اشکم از دیده نریخت

بعد تو لیک پس از آنهمه سال

کس ندیده به لبم خنده هنوز

 

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز

 

دفتر عمر مرا

دست ایام ورقها زده است

زیر بار غم عشق

قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما همچنان روز نخست

تویی آن قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق دل من بردی و با دست تهی

منم آن عاشق بازنده هنوز

 

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می بینند

زیر خاکستر ذهنم باقی ست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 14:0 توسط بی بال |

بچه ها وبلاگمو عوض کردم

آدرس جدیدم:

Bibal1689.mihanblog.com

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 16:0 توسط بی بال |

سلام به دوستای گل

به مناسبت ماه مبارک رمضان براتون تفسیر سوره حمد رو میزارم.

امیدوارم ازش استفاده کنید

التماس دعا یا حق

﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ﴾

شروع می‌کنم با نام آن کسی که ادراکات از درک ذاتش حیرانند. آن‌که دردها و نقایص خلایق را بیش از خودشان ادراک کرده، و خلایق با تقرب و توجه به او نقص‌ها و دردهایشان به بهترین و کامل‌ترین حالت برطرف می‌شود. یاری کننده‌ای که رحمتش بدون قید و شرط و دائمی است.

﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾

همه تحیرها و شگفتی‌های لذت انگیز انسان از زیباییها، عظمت و موزونی خلقت به ذاتی منتهی می‌شود که ادراکات از درک آن به نهایت تحیر خود رسیده، از ادراک تهی می‌شوند، ایجاد کننده و کمال بخشنده به تمامی آن‌چه که اسباب کسب علم و معرفت‌اند.

﴿الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ﴾

کسی که قیامت را جهت تکامل بشر آفرید و اوست درک کننده دردها و نقص‌های آدمی بیش از خودشان، که به بهترین و کامل‌ترین حالت آن را بر طرف می‌کند. و آن از رحمت بی‌قید و شرط و دائمی حضرتش ناشی می‌شود.

﴿مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ﴾

اوست قانون گذار و تعییین کنندهٔ حدود و سرنوشت انسان، در آن مقطع از زمان که تمامی اسرار نهان و نتیجهٔ اعمالش نمایان شده و بر حسب آن‌چه که باور داشتند از اعتقادات و دانسته‌ها، شرایط جسمی و روحی، اقتصادی و فرهنگی و .... همچنین آن‌چه که می‌توانستند بدانند یا بشنوند، برای ایشان تصمیم‌گیری شده و میانشان قضاوت خواهد شد.

﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ﴾

خدایا من فقط و فقط در بند توام و به غیر تو مرا دلبستگی و وابستگی نیست و فقط از تو استعانت می‌جویم.

﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ﴾

پروردگارا، مارا برای وصال خود همراهی کن تا در وصال تو تمامیت وجودیمان شکوفا شود.

﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ﴾

وصال کسانی که با گوارایی و سهولت به وصال تو رسیده‌اند.نه کسانی که با پیروی از هواهای نفسانی خود، راه را برای خود سخت و دشوار کرده‌اند و نه در تاریکی فرورفتگان(کسانی که بر نقایص خود افزوده‌اند)

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 14:47 توسط بی بال |

سلام به دوست جونا!

خوبین؟خوشین؟سلامتین؟چه خبرا؟

امروز اومدم عکسای قسمت 39 سریال مختار نامه رو براتون بزارم!

البته فقط تیکه هایی که حامد حدادی(!) در اون نقش آفرینی کردن!


این لحظه ورود یحیی بن زمزم(همون حامد خودمون)


اینم از اون موقع که به جعفر بن زبیر میگفت:می بلعمش امیر!

اینم اون موقع که به بهنام تشکر(دکتر نیما) میگفت:خیس کرده(با عرض معذرت)

اینم اونجا که مختار اومد بیرون!عاشق این حرکت مختارم!دستارو داری؟

اینم اون فلک زده ای که حامد کشتش!بیچاره پشت مختار بود تا مختار جا خالی داد صاف خورد تو قلبش!

این هم ار لحظات کشته شدن یحیی بن زمزم به دست مختار.بیچاره تو خوابم فکر نمی کرد اینجوری بمیره

بله!مختار هم دیشب تموم شد ولی کاش بعد از مرگ مختار و شکت قیام رو نشون میداد

ولی من براتون میگم.

مختار کشته میشه وسر اون 7هزار نامردی که تو قصر میمونن و بیرون نمیان رو قطع می کنن.

بعد یه سری اتفاقاتی میوفته که من کامل نمیدونم هر وقت فهمیدم میگم که بعدش ابراهیم

پسر مالک اشتر میره با مصعب بن زبیر پیمان میبنده!

نامردی تا چه حد؟!

ولی به نظر من بزرگترین درس این سریال و تاریخ اسلام اینه که 

اگه مسلمونی مغرور نشو و گول شیطان رو نخور!

و گرنه میشی مثل بعضی یارای مختار.این همه قاتلین امام حسین رو کشتن این همه 

ثواب کردن آخرش با یه نامردی کوچولو همشو به باد دادن!

دیگه حرفی ندارم.

با اجازه



+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 15:7 توسط بی بال |

سلام.

به توصیه یکی از عزیزان نوشته های این پست رو برداشتم

ولی پاکش نکردم چون نظراتتون پاک میشد.

بچه ها من یه وبلاگ واسه خواهری کوچولوی خودم درست کردم

اگه دوست دارین سر بزنین:

joojoo.niniweblog.com

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 14:53 توسط بی بال |

داداشی در درگیری با سه جوان به قتل رسید. یک منبع آگاه گفت ' روح الل

ه داداشی ' قوی ترین مرد ایران و جهان در درگیری با سه جوان جان خود را

از دست داده است. این منبع آگاه که خواست نامش فاش نشود ، گفت

داداشی شب گذشته به همراه یکی از دوستانش با خودروی شخصی اش

از سمت شمال به جنوب در خیابان گلشهر کرج در حرکت بود که در ازدحام

خودروها بین راننده یک دستگاه پراید و داداشی درگیری لفظی بوجود می

آید. وی بیان داشت : این درگیری لفظی بین روح الله داداشی و سه

سرنشین خودرو پراید تا خیابان پونه کرج ادامه می یابد و در نهایت

سرنشینان ، از دو خودرو پیاده شده و به درگیری فیزیکی می پردازند. در

این در گیری یکی از سرنشینان پراید چند ضربه چاقو به گردن و سینه روح

الله داداشی وارد می کند و بلافاصله به همراه دو سرنشین دیگر پراید

متواری می شوند. شدت جراحات وارده به حدی بود که داداشی قبل از

انتقال به بیمارستان جان خود را از دست می دهد. روح الله داداشی چند

دوره عنوان قوی ترین مرد ایران / مردان آهنین / را به خود اختصاص داد.

وی در رقابتهای قوی ترین مردان جهان که سال گذشته با شرکت 12 تن از

قوی ترین مردان جهان در جزیره قشم برگزار شد عنوان قهرمانی را کسب

کرد. وی پس از این مسابقات اعلام کرد که دیگر قصد ندارد در رقابتهای

قوی ترین مردان ایران شرکت کند.

یک مسوول در بیمارستان شهید آیت الله مدنی کرج گفت : جسد روح الله

داداشی قویترین مرد جهان برای بررسی پزشکی قانونی به بهشت سکینه

کرج انتقال یافت . به فته این مقام بررسی های پزشکی نشان داد که این

قهرمان به علت پاره شدن شریانهای حیاتی گردن حین انتقال به بیمارستان

جان سپرده است. ساعت 24شب گذشته این قهرمان ورزشی در حالیکه

از ناحیه گلو و سینه مورد اصابت وسیله ای تیز قرار گرفته بود به این

بیمارستان انتقال یافت . 

این مسوول که خواست نامش ذکر نشود ،افزود: بررسی های پزشکی

نشان داد که این قهرمان به علت پاره شدن شریانهای حیاتی گردن حین

انتقال به بیمارستان جان سپرده است و تلاش امدادگران برای نجات جان

وی بی نتیجه ماند. داداشی در آخرین دوره مسابقات قویترین مردان جهان

که در قشم برگزار شد مقام اول جهان را به خود اختصاص داد.

همچنین مهر نوشت:
فرمانداری و نیروی انتظامی کرج در حال بررسی علت قتل قهرمان قویترین

مردان ایران و چهره نگاری از مظنونین بر اساس ادعای شاهدان درگیری

هستند.
فرماندار کرج در گفتگو با خبرنگار مهر از حضور مسئولان شهرستان کرج در

محل فرماندهی نیروی انتظامی این شهرستان برای بررسی دقیق علت

وقوع قتل ورزشکار کرجی خبر داد. مهدی ایران نژاد افزود: در حال حاضر

خبرنگار کرجی همراه داداشی به عنوان شاهد اصلی این ماجرا در آگاهی

در حال همکاری با نیروی انتظامی برای چهره نگاری از مظنونین از این

حادثه است. به محض اطلاع دقیق از عوامل این درگیری و متهمان اصلی آن

اطلاعات تکمیلی از طریق رسانه ها اعلام خواهد شد.

شامگاه شنبه " روح الله داداشی" از قوی ترین مردان جهان در حالی در

درگیری با اشرار به قتل رسید که یکی از خبرنگاران کرجی نیز همراه وی بود.

این خبرنگار که از نزدیک شاهد این درگیری بود در گفتگو با خبرنگار مهر

اظهار داشت: سه سرنشین پراید به صورت ناگهانی به این قهرمان کرجی

حمله ور شده و پس از وارد آوردن ضرباتی به سینه و گلوی وی اقدام به فرار کردند.

مجید فرجی افزود: پیکر زخمی داداشی پس از درگیری توسط نیروهای

امدادی به بیمارستان شهید مدنی جهانشهر کرج منتقل و در بخش سی

پی سی آر بستری شد، اما به دلیل شدت جراحات وارده فوت کرد.

روح الله داداشی متولد سال 1360 بود و در دوران فعالیت ورزشی خود ۷

دوره قهرمانی کرج ، ۲ دوره قهرمانی تهران ، ۲ دوره قهرمان ایرانی در

رشته پرورش اندام و در قویترین مردان یک دوره چهارم ایران ، ۲ دوره سوم

ایران یک دوره قهرمانی کشور ، ۲ دوره قویترین مردان آهنین، یک دوره سوم

جهان و یک دوره اول جهان را در کارنامه داشت.



پ.ن:واقعا زبونم گرفته!چی داره تو این مملکت می گذره که یه همچین

کسی رو که واقعا از با اخلاقترین ورزشکارامونه با چاقو بکشن اونم به این راحتی!

دیگه تحمل همچین خبرایی رو ندارم.

لطفا یه فاتحه براش بفرستین.

این بعد از مرگ آیدین نیکخواه تلخترین خبری بود که از اخبار ورزشی شنیدم

برای روح آیدین هم یه فاتحه بفرستین

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 14:34 توسط بی بال |

سلام

ببخشید واقعا حال ندارم بنویسم الانم اومدم که یه آپی کرده باشم

اسامی تیم ملی اعلام شد

واقعا نمیدونم با این وضعیت چی میشه؟

خدا به خیر کنه

امیر حسینی،مهدی مهدوی،حسام بخششی،محسن عندلیب،حمزه زرینی،جواد محمد نژاد،علیرضا نادی،

احسن الله شیرکوند،علی حسینی،علی مباشری،مهدی بازارگرد،رحمان داوودی

اینارو از اخبار دیدم

هنوز هیچ جا ننوشته

با اجازه

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 15:24 توسط بی بال |

سلام.سعید معروف انصراف داد

خبر تکان دهنده ای بود!

از 2تا خبرگزاری نقل می کنیم:

1)ایسنا:

سعيد معروف پس از بازگشت از اردوي ايتاليا از ادامه همكاري با تيم ملي واليبال كناره گيري كرد.


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پاسور نام آشناي تيم ملي واليبال ايران پس از بازگشت از اردوي ايتاليا از ادامه همكاري با تيم ملي در اين مقطع زماني انصراف داد.

معروف دليل اين تصميم خود را بيان نكرد و گفت: در آينده به تشريح اين موضوع خواهد پرداخت.

انصراف سعيد معروف از بازي در تيم ملي واليبال در اين مقطع زماني به معني خداحافظي هميشگي وي از تيم ملي نيست و ممكن است پس از برطرف شدن هر گونه مشكل احتمالي شاهد بازي پاسور محبوب ايران در سطح ملي باشيم.

2)ایرنا:

رييس فدراسيون واليبال كشورمان در خصوص كناره گيري 'سعيد معروف' از تيم ملي واليبال، گفت:خروج وي از تركيب تيم ملي به خواست خودش و موقتي است و در آينده به اين تيم باز خواهد گشت.


'محمدرضا داورزني' روز يكشنبه در گفت و گو با ايرنا، افزود: سعيد معروف يكي از سرمايه هاي ورزش واليبال ايران است كه در آسيا نيز همتا ندارد.
وي خاطر نشان كرد: وي با شناختي كه از روحيه خود دارد به دليل اينكه نمي تواند تيم ملي را به عنوان پاسور دوم همراهي كند، از عضويت در اين تيم انصراف داده است.
رييس فدراسيون واليبال تاكيد كرد:معروف براي اين كار خود دلايلي دارد كه نگراني از انتقال استرس روحي و رواني خود به ديگر بازيكنان تيم ملي از مهمترين اين دلايل است.
داورزني با تاكيد بر اينكه مسئولين فدراسيون واليبال در خصوص انتخاب بازيكنان براي عضويت در تيم ملي هيچ دخالتي در كار كادر فني نمي كنند، گفت:با نظر 'خوليو ولاسكو' سرمربي تيم ملي واليبال، امير حسيني به عنوان پاسور اول تيم ملي و سعيد معروف به عنوان پاسور دوم انتخاب شدند.
وي در پايان تاكيد كرد: اين تصميم معروف به صورت موقت است و در آينده از اين پاسور خوب آسيا در تيم ملي واليبال بهره مند خواهيم شد.
سعيد معروف، بهترين پاسور آسيا و تيم ملي واليبال در آستانه ديدارهاي حساس در انتخابي ليگ جهاني و قهرماني مردان آسيا از تيم ملي كناره‌گيري كرد.
تيم ملي واليبال از امروز يكشنبه دور جديد تمرينات خود را آغاز كرد كه سعيد معروف از حضور در اين مرحله از اردو انصراف داد.
تيم ملي واليبال ايران 20 تيرماه بايد در قالب مسابقات انتخابي ليگ جهاني به مصاف چين برود. ضمن اينكه تيم ملي واليبال رقابت‏هاي قهرماني مردان آسيا را كه از 30 شهريورماه در تهران آغاز مي شود، پيش رو دارد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 19:22 توسط بی بال |

وقتی حدود 4 ماهش بود 

گفتیم اگه پسر بود محمد علی اگه دختر بود فاطمه

من گفتم فاطمه زیاده و زیر بار نرفتم!

وایسادیم ببینیم دختره یا پسر

وقتی 5 ماهش شد و گفتن دختره گفتم بزاریم محیا

مامانم خیلی خوشش اومد 

ولی به هر کی گفتیم گفت مهیار؟!مهیار که اسم پسره

گفتیم نه به خدا محیا اولا "ر" نداره دوما اسم دختره

اینقدر این فامیلا گیج بازی در آواردن که بابام که  دوست داره اسم بچشو درست تلفظ کنن گفت من محیا نمیزارم

عجب گیری کردیما!

بابام پاشو کرده بود تو یه کفش که باید اسمش فاطمه باشه

این گوگول ما درست روز بعد از شهادت حضرت فاطمه به دنیا اومد و دیگه بابام عمرا اگه به کسی گوش میداد

من گفتم حداقل بزاریم زهرا

که یه دفعه مامانبزرگم گفت من مامانبزرگشم می گم یا فاطمه یا ریحانه!

یا علی حالا بیا و درستش کن.

خالم قبل از به دنیا اومدن نی نی همش میگفت:"اسمش چی بود؟مهلا؟مهسا بود؟"

بعد که بابا و مامانم دلشون زده شد می گفت:"من محیا صداش می کنم"

خوب قربون دهنت زودتر می گفتی حالا که اینا بدشون اومده می گی؟!

خلاصه منم که این وسط نقش خواهر مهربانو داشتم گفتم بزارین "معصومه"

همه قبول کردن!

بابام رفت شناسنامه بگیره وقتی برگشت و شناسنامه رو دیدیم توش نوشته بود"فاطمه معصومه"

آقا این چه وضعیه؟!

یکی ما رو نجات بده

تازه بعدش هر کی یه چیز میگفت:"من که بهش میگم محیا" "من دوست دارم زهرا بگم"

"یا معصومه یا هیچی" "مائده قشنگه ها" "نه ریحانه ی خالشه" "فاطمه ی باباجونشه"

یعنی داشته باش فصقلی 100 تا اسم داره!

و بالاخره با تصویب جمع قرار شد فردا بریم "معصومه" رو از شناسنامه حذف کنیم و همه یه اسم صداش کنیم

آخرم هیچکس به حرف ما گوش نکرد!

+ نوشته شده در جمعه دهم تیر 1390ساعت 15:59 توسط بی بال |

حالا که همش خیاله
بزار دستاتو بگیرم
بزار تو فرض محالم
با تو باشم تا بمیرم
بزار عاشقت بمونم
بزار عاشقت بمونم
بزار عاشقت بمونم

Home
Email
Night Skin